خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مهندس میر رضا تکیار،فرهیخته ای،ازاساتیددانشگاه آزادواحد رشت ودانشگاه گیلان.

     استادفرهیخته، مهندس میر رضاتکیار

    درمهرماه سال1371که به عنوان عضوهیات علمی و مدیرگروه ریاضی واحدرشت توفیق همکاری،پیداکردم ،درجلسات هفتگی گروه های آموزشی ،که عصر دوشنبه ها،باریاست معاونت محترم آموزشی وقت(استاد فرض پور)، تشکیل میشد ،بااو آشناشدم.همان هفته های اوّل،اخلاق نیکو،تواضع وصداقت در رفتار وگفتارش ،موجب محبوبیت اوگردید. وبنده هم، جزء ارادتمندان ایشان ،گردیدم.بهتراست،با او بیشتر آشنا شویم.

    در22بهمن سال 1357که به رهبری حضرت امام خمینی ،وجانفشانی های مردم شریف ایران،انقلاب ایران ،پیروزگردید. وتوسط حضرت امام ودولت وقت ،جوانان تحصیلکرده خارج ازکشور،دعوت به همکاری برای سازندگی ،ایران گردیدند،اوکه حزء،دانشجویان طرفدارانقلاب مردم ایران به زعامت حضرت امام بود،بلافاصله دعوت حضرت امام را لبیک گفت وتحصیل در مقطع دکترای خودراکه تمام درسهای تانوشتن رساله دکترا راگذرانده بود،درآلمان رهاکرد.وبرای عشق  خدمت به مردم ایران وساختن وطن که شدیدا آنرادوست میدارد،ازآلمان به ایران ،برگشت.درحالیکه یکی دونفراز دوستانصمیمی او به علّت شایستگیهای زیاد او، به او پیشنهاد کردند،که تمام هزینه تحصیل تراتفبّل میکنیم حتی نمیگذاریم ،یک پنی هم خانواده ات به خرج بیفتد ،وتو به ایران نرو .هم دَرسَت را تمام میکنی و هم درآلمان به زندگی موفقی دست مییابی.اما اوقبول نکرد .وبه آن دوستانش، که صادقانه هم میگفتند ،نه گفت .زیرا ازامامش آموخته بود،اِنَ الحیات عقیده وجهاد.وبه ایران برگشت، ودردانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان،به عنوان عضو هیات علمی ،مشغول خدمت گردیدوبه علت شایستگی،خیلی زود مدیریت گروه کشاورزی،به اومحول گردید.ودربین دانشجویان هم،بسیار مورد توجه واحترام بود.بین همکاران هم محبوبیت فراوان داشت.به کارش شدیدا عشق میورزید. تمام وقت خود را صرف خدمت  به دانشگاه کرده بود .زودتر ازهمه سرکار حاضر می گردید.وازاین کارلذت میبرد،وآنرا وظیفه خود میدانست .وباورداشت که حالا که وقت سازندگی کشوراست.نباید کوتاهی کرد.باید وطن خودرا درفرصت پیدا شده خیلی خوب  بسازیم.تا به ایرانی آباد وآزاد برسیم.

    ******************************************************************

    شعر-وطنم،ای ایران                                                    از:عظیم نیک نهاد

    وطنم

    ای ایران

    تربتِ پاکِ تو ،بَس زرخیز است

    دامن وکوه و هوایِ تو،طرب انگیز است

    وطَنَم

     ای ایران

    گر چوانگشترِنابیست،زمین

    خاکِ پاکِ تو،براین حلقه،نگین

    ور صدف هست،به منظومهِ شمس

    تو همان دُرِّ گرانی ،به یقین

    وطنم،ای ایران

    اینکه برتربتِ تو، برسرِ هرشهرو دیار 

    معبدی بوده به رسمِ یادگار

    خود گواهِ آشکارِ مردمیست  

    کززمانهای دراز 

    وز زمانهای قدیم

    اهلِ توحیدندوعبدکردگار

    وطنم

     ای ایران

    دینِ زرتشتِ توداد این فرمان

    فکر وحرف وعملِ نیک نما درهر آن

    چون حسین ،ظلم نکرد ونپذیرفت ،ستم

    تنگ، بنشست ،به قلبِ ایران

    وطنم 

    ای ایران

    جشنها داری و جشن ِ نوروز

    به بهاراست وبه فصلِ پاییز

    تا به یکسال کند ،بختِ جوانت، پیروز

    وطنم 

    ای ایران

    صدهزارصحنهِ زیباست عیان

    زفداکاری مردان وزنان

    تا که از نامِ تو بالد،به جهان

    اهلِ علم ، اهلِ خرد ،پیروجوان

    وطنم

     ای ایران

    ای که  نامِ تو بداده اعتبار

    هم به ایرانی و، هم پادِ شهانِ نامدار

    وطنم 

    ای ایران

    رزمِ رستم،همه در راهِ توبود

    پاسداری تو،جاهَش بفزود

    وطنم 

    ای ایران

    ای که نام تو،عزیز است وبزرگ

    دردفاع ،ازسرزمینِ پاک تو

    درنبردبی امان، باخصم تو

    رزمِ هر پیر و جوانت، بس سترگ

    وطنم 

    ای ایران

    چه ستمها ،که به خاکِ تو رسید!!

    چه بلاها ،که به مرزت گردید!!!

    چه جفاها که ،نکردند ،به تو!!

    همه گشتند تَبَه ،رویِ تو گردید سفید

    وطنم

    ای ایران

    ای که خاکِ تو اصیل است ونظیف

    ای که مرز تو عزیز است وشریف

    بس، یلانِ زورمندِ پهلوان 

     پروریدی ،پاکباز وبی حریف 

    وطنم

    ای ایران

     ای که تاریخِ توچون خورشید است

    یادگارش به جهان،بارگهِ جمشید است

    مردمت ،طالبِ صُلحَند وصفا 

    زین سبب از تو ،به هرجای جهان

    صدهزاران ،سخن وتمجید است

    وطنم 

    ای ایران

    ای که درخوبترین نقطهء خاک

    ای که در قلبِ زمین

     جای تُراست

    هرچه من دارم وهرایرانی

    همه ازخاکِ تو و آبِ تو،ای ایران،است

    به تو

    مدیونم من

    ازتو،ممنونم،من

    به خداوندی یزدانِ بزرگ

    تا مرا،هست،نَفَس

    تامرا ،هست ،توان

    این تنِ و جسمِ کمین

    آنچه آموخته ام 

    وانچه،اندوخته ام

    همه را،بی کَمُ وکاست

    ازصمیمِ دل وجان

    پیش پایِ قدمت 

    خواهم ریخت

    تاتو آباد شوی

    تاتو ،آزاد شوی

    تاکه از خاکِ توگردد ،کوتاه

     دستِ اهریمَن ناپاک وپلید

    تا تو دلشاد شوی

    تاتویک باردگر

    آفتابِ،همه عالم گردی

    وسپس،مهر ببخشی به جهان

    مشعلِ علم،فروزان سازی

    دامن ظلم زهرگوشه خاک

    به یَد و قدرت خود

    پاک کنی

    و رَدایِ عدل را

    توبراندام زمین،راست کنی

    تا که در جان ودلِ آدمیان

    پرتونوراهورایی را


    بادو صدمهرو وفا

    صلح  و صفا

    زنده کنی

    وطنم،ای ایران

    ای که هرگوشهِ خاکِ تو

    طلاست

    توگلِ سرسَبَدِاین خاکی

    مرزِتو

    جایِ خِرَدمَندان است

    کوروش وایرج وآرَش

    همه پروردهِ توست

    سعدی وحافظ وخیّام تو

    میرِ اَدَبَند

    ابن سیناو دگر،خوارزمی

    زادهِ خاکِ گُهرِبارتو اَند

    اینهمه،نَقل وهزاران،قصّه

    اینهمه ورزش ومیدانِ نبرد

    کُشتی و ورزشِ چوگان وهزاران بازی

    یادگاریست

    زشَهنامهِ فردوسیِ تو

    وطنم

    ای ایران

    ای که از دامنِ پاکِ تو،چه خوبان بر خاست

    هرشهید وطنت،شاهِدِ ارزَندهِ ماست

    بس جوانانِ عزیز

    همچو،سیاوُش داری

    بس عزیزانِ فداکار

    که  امروز ، به هر گوشه ،بجاست

    شاهدِ این سُخن،است

    وطنم

    ای ایران

    پاسدارِشرف ومهر

    تویی

    وام دارِتو

    حقوقِ بَشَراست

    تو به عالَم گفتی

    که بنی آدمیان

    همه اعضایِ هَمند

    دردیک عضوبَرَد ،حال وقرارِدگران

    وطنم

    ای ایران

    درکُهَن

    بارِگَهِ داد

    توبودی به بَشَر

    طاقِ کسرای تو وزنجیرش

    شاهدِعدلِ تودر، درتاریخ است

    وطَنم

    ای ایران 

    عالَم از دستِ تو آموخت

     که آزادی،چیست

    لوحِ منشورملل یافت 

    زکِلکِ تو صدور

    تو به عالَم،گُفتی

    که،بَشرباهر رنگ

    که ،بشرباهر دین

    و به هر،ایده وفکر 

    وبه هر،گویِش وفرهنگ  و زبان 

    آزادند

    و ولی نعمتِ هر والی وهر پادشهی

    به یقین،آنانند

    وطنم

    ای ایران

    بخدا، جایِ تاسّف دارد

    که بجایِ ایران

    نیویورک،برده شده

    سازمانِ مللِ ملّتها

    این همان ،غَصبِ بزرگیست

    که آمریکا کَرد

    وسرانجام،به یک روزِدِگر

    باز بر، خاک تو

    برخواهد گشت

    وبه شیرازِ تو،تختِ جمشید

    میشود جایگهِ اصلی او

    وطَنَم،ای ایران

    آنچه را،علم بدان،مفتخر است

    علمِ طب،علمِ ادب،علمِ هنر

    همه مقروضِ تواند

    خاکِ تو جای هنرمندان است

    وَطَنَم

    ای ایران

    پاره های تنِ تو،از ایران

    همگی گریان است

    واگر قطع شود،دستِ ستم درعالم

    باز، بر،خاکِ تو

    برخواهندگشت

    وطنم

    ای ایران

    گربگویم که تو مامِ مللی

    کم گفتم

    حُسنها داری و

     اینها ،همه شبنَم باشَد

    وطنم

    ای ایران

    هرطرف،مینگرم،درعالم

    سرتعظیم

    فرودآوردست

    همه درپای خردمندانت

    برتوازمادرود

    برتوازما سلام

    ******************************

    کاروخدمت ایشان دردانشگاه گیلان ،به شیوه خوب ادامه داشت .

    دهه 60 دانشگاه آزاد شکل گرفت .واحدهای مختلف درتهران ومراکز استانهاوکم کم درشهرهای بزرگ به وجودآمدند.درمرکزاستان گیلان ،یعنی درشهر زیبای رشت همدانشگاه آزاد،تاسیس گردیدوگروه های مختلف آموزشی دانشگاه گیلان ،درکادرعلمیبه دانشگاه آزاد کمک میکردند. واستادومدیرگروه دانشگاه کشاورزی دانشگاه گیلان ،یعنی آقای تکیار هم که خدمت آموزشی دردانشگاه آزاد را مغایرباوظیفه وخدمت به مرزوبوم خود نمیدانست ،با دانشگاه آزادواحد رشت همکاری نمود.درآن زمان بین مسولین و مدیران دانشگاه گیلان وواحد رشت به علت سلایق متفاوت ،رابط خوبی حاکم نبود.ومایل نبودندکه مدیر دانشکده کشاورزی گیلان با واحد رشت همکاری نماید.اما ایشان خدمت دردانشگاه آزاد راهم مثل خدمت در دانشگاه گیلان خدمت به علم وکشور میدانست .واین پیشنهاد قطع رابط بادانشگاه آزاد رانپذیرفت.این بود که ابتدا خوابگاه متاهلی را از او گرفته وسپس همکاری اورا بعدازبیش از 8سال خدمت صادقانه در دانشگاه گیلان قطع کردند.تقریبا 3سال بیکار گردید.خیلی تلاش کرد که بتواند برگردد،اما نشد.وخدامیداند که چقدر دراین3سال سختی کشید .وقتی نتوانست دوباره به کار خود برگردد .رییس وقت دانشگاه آزاداورابه استخدام گرفت ومسولیت گروه دامپزشکی به او سپرده شد.البته بعدها روابط حسنه گردید.ولی دیگر کارازکار گذشته بود.ومن دراین دوران با او آشنا شدم.

    آقای مهندس تکیار بدون هیچ اغراق یکی ازبهترین اساتید دانشگاه آزاد واحد رشتاست .ازنظر علمی که رشته اش ژنتیک بود .استادی توانا بود .ازنظر اخلاقی هم اگر نگویم بی نظیر ،یقینا کم نظیر بود.دردوستی هم بسیار باادب و وفادار بود.

    درهنگام خدمت ،وظیفه خود را برکارهای شخصی ترجیح میداد.وازخدمت به علم ودانشگاه لذت میبرد .کارهایی که به او سپرده میشد،به نحو شایسته انجام میداد. هرجا که او مسولیت ان کار را به عهده میگرفت ،مدیرورییس، احساس امنیّت میکردند زیرا کار را به کاردان سپرده بودند .ومردم ودانشجویان هم راضی برمیگشتند.

    دانشگاه ودانشگاهیان ودانشجو را خانواده خود میدانست.وقتی مدیر گروه ومعاون دانشکده کشاورزی بود با هزینه خود میوه واب میوه ونوشابه برای اساتید در اطاق خود میگذاشت ،تا استا رفع خستگی نموده وبا نشاط به کلاس برگردد.درمشکلات همکاران ودانشگاه خدوم ودلسوز بود .هرکارمندی که با او کار میکرد ،درکنارش احساس حرمت میکرد .زیرا اورا چون پدری دلسوز می یافت.او بهتر از پدر معاون دانشکده کشاورزی بود.درمقابل آنهمه خدمتی که به دانشگاه آزاد میکرد توقّعی نداشت.در محضر او زن، مرد ،دختروپسروانسان ،حرمت داشت .دروغ نمیگفت،غیبت نمیکرد.سیگار نمی کشیدوآنرا نمی پسندید.جوانان کشور را فرزندان خود میدانست ومیگفت اینها فرزندان وطن من هستند ،وخوشبختی حق آنهاست.

    همه اساتید وکارکنان دانشگاه را دوست داشت.هرگز درفکر آزار وتخریب کسی نبود .فلبی بی کینه داشت .بسیار وطن دوست بود.

    او معثقدبودکه حسین سرورآزادگان جهان است .ومرام او ومذهب او ومسلک او باید جهانی گردد.اهل نماز بود.دلسوزان کشور را دوست میداشت. خیلی کم از کسی گِله میکرد . واگر کسی از او گله مند بود . به او شخصا میگفت ،من به خیرتو علاقه مندم وضرری به تو نرسانده ام.تجارب علمی واجرایی وآموزشی او واقعا برا ی واحد مفید وارزنده بود.

    وقتی کارها را برای ارباب رجوع به صورت شایسته انجام میداد واز اوتشکر میکردند.میگفت :تشکر لازم نیست .من وظیفه ام را انجام داده ام .حقِ کار آنست ،که به صورت عالی انجام گیرد .ونباید به خاطرانجام وظیفه از مردم انتظار تشکر داشته باشیم .تاهمه کارشان را بدون اتنظار ،شایسته انجام دهند.وهدیه برای تقدیر از خدمت خود رانوعی رشوه میدانست وهرگز نمی پذیرفت.ساده وبی ادّعابود.وقتی بازنشست گردیدوصحبت گرامیداشت اومطرح شد وشنید،گفت:من وظیفه ام راانجام داده ام.ونیاز به تقدیر ندارد.یادش گرامی باد.







    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دانشگاه ,خدمت ,گیلان ,آزاد ,ایرانای ,گردید ,دانشگاه گیلان ,دانشگاه آزاد ,حضرت امام ,دانشکده کشاورزی ,شایسته انجام ,شایسته انجام میداد ,
    مهندس میر رضا تکیار،فرهیخته ای،ازاساتیددانشگاه آزادواحد رشت ودانشگاه گیلان.

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر